کاوه ۱۷ خرداد ۱۴۰۳
من و اندیشه های خالی از شور
اسیر عقده های جور واجور
مردد گشته ام در یک دوراهی
سرابی دلربا یا چشمه ای کور
+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 8:20 توسط بهلول
|
من و اندیشه های خالی از شور
اسیر عقده های جور واجور
مردد گشته ام در یک دوراهی
سرابی دلربا یا چشمه ای کور
شیرین تر از عقل خودم،-هرگز ندیدم
بیش از هزاران مرتبه،این را شنیدم
آنجا که محفل لَنگ یک ذره شکر بود
من بی محابا اندر آن مجلس پریدم
گر بیندازی تو فردی را به چاه
بِه از آن باشد که اندازی ز راه
جان آدم بسته بر نانش بود
خواه فعله،خواه تاجر، خواه شاه