سزای گران فروش چیست؟
در دنیای امروزه،شاخصهای اقتصادی،به مثابه یک دماسنج عمل میکنند و میزان موفقیت دولتها در عملکرد اقتصادیشان را نشان میدهند.اما اگر گامی به عقب تر برگردیم متوجه خواهیم شد که در گذشته های نه چندان دور و قبل از تشکیل دولت ملتها مناسبات اقتصادی خود بسنده بودند یعنی بدون دخالت قدرت برتری و به صورت اتوماتیک نظم لازم را بدست می آوردند..این مناسبات مهم به اصولی همچون قوانین عرضه و تقاضا استوار بود. خواست عمومی جامعه،بر اساس یک نیاز یا احتیاج ضروری،مطالبات خود را تعریف میکرد و از رهگذر این نیاز،به عملی دست میزد.در گذشته درخواست ها بر اساس نیازهای واقعی شکل میگرفت و تمام خواسته ها منطبق بر فرمول یا قاعده عرضه و تقاضا بود..اما با دخالت دولتها در اقتصاد،تمامی وضوح و صحت این قاعده نیز دستخوش تحول گردید و مناسبات فرمول به هم ریخت..مثلا قیمت با تقاضا،دارای رابطه مستقیم گشت و عرضه با قیمت رابطه اش عکس گردید..بنابراین امروزه با افزایش قیمت،شاهد کاهش تقاضا نخواهیم بود و بالعکس تقاضا افزایش میابد(شاهد مثال بازار طلا و خودرو)از طرفی نیازهای کاذب جای نیازهای اساسی را گرفتند و نهایتا اینکه مولفه های اصیل اقتصادی،به تمامه غیر مفید و ناکارآمد گشتند..حال چاره کار چیست؟تنها راه درمان و چاره بدیل،بازگشت به همان اصول اولیه اقتصاد است و با این رویکرد ،میشود به مشکلات فائق گشت اگر چه بسیار سخت و دشوار است لیکن اگر تعداد صداهای موافق،فراوان شود و خواستی عمومی شکل گیرد به مرور شاهد بازگشت اقتصاد ،به ریل اصلی خود ؛که همان مناسبات اصیل (عرضه و تقاضا) خواهیم بود.یعنی اینکه با گران شدن کالایی؛تقاضا یش کم شود و با زیاد شدن عرضه،قیمت کالا پایین بیایدو برای نیازها اولویت مطرح شود ...نه اینکه نیازها بی اولویت و همچنین با گران شدن کالایی؛سر و دست برایش بشکنند...و در انتها اینکه ضرب المثل معروف را سر لوحه کار خود قرار دهیم...سزای گران فروش ،نخریدن است..
+ نوشته شده در سه شنبه هشتم اسفند ۱۳۹۱ ساعت 15:58 توسط بهلول
|