از همان روز که دل در پی وصلت دادم
رفتم از چاله برون ، وای به چاه افتادم
مثل آن شیر منقش به سیاق پرچم
گوشه ی خلوت خویشم، به امید بادم
آه در سینه و بغض ی به گلویم خفته
من ز کاشانه طلبکار دو صد فریادم