از نقش و نگارت به تنم زلزله افتاد
وز زلف سیاهت دل من در تله افتاد
راضی به نگاهی و تو چون اختر نایاب
چندیست سها گشتی و در من گله افتاد
با همهمه سایر عشاق رمیدی
افسوس میان من و تو فاصله افتاد