اشعار / کاوه بهلولی قشقایی ۱۴۰۱/۲/۲
از ازل مادر گیتی نحس و بد اقبال بود
چند اولادش از اول ، کور و بد احوال بود
اهرمن روزی مبدل با لباس زاهدان
در پی اغفال مردم در لوای عابدان
می گذشت از وادی این مادر و اولاد او
در تطاهر غمگسار مادر و احفاد او
تا بدنیا وضع این کوران مادر زاد دید
در خیالش نقشه ای شوم و بد اختر شد پدید
دیو از مادر تمنا کرد اسم طفل کور
تا مسمایی بیابد بهر آن فرزند و پور
ثروت و شهرت و قدرت نام طفلان ضریر
حسرت دیدن بدنیا خفته اما در ضمیر
چون که ابلیس این سخنها را شنید از مام کور
شد معرف یک عصاکش تا شود سنگ صبور
گر مددکاری شود همراه کوران در حیات
در تردد از موانع چیره گردد مشکلات
نام آن شخص عصا کش شهوت دنیا بود
باطنی مملو ز نفرت ظاهرش زیبا بود
مام گیتی از ازل افسار بر اوباش داد
چون عنان کودکانش را به این کلاش داد
هیچ میدانی چرا همواره گمراه رهیم
چون بود افسار قدرت دست شیطان رجیم
(ثروت)
( شهرت)
۲ اردیبهشت ۱۴۰۱