کاوه ۱۸ تیر ۱۴۰۲ / طنز انتقادی اقتباسی
((بنی آدم اعضای یک پیکرند ))
که در زندگانی به هم می پرند
بسی جانور دیده ام در جهان
خدایا چرا بیشتر ! خرند
تواضع ز گردن فرازان مجو
که دائم به دنبال کر و فرند
گمان میکنم بعد مرگم شبی
مرا این ملک، سوی دوزخ برند
چرا آدمی عادتش این شده
که از یکدگر آبرو می برند ؟
خدا جنس آدم چنین آفرید
که در این میان ، عده ای هم نرند
همه زیر چتر تقدس نهان
چو باران ببارد سر و پا ترند
ببین عاقبت را ، چنین شد بشر
همه در پی سیم و گاهی زرند
جوانان این سرزمین را ببین
که اکنون یکی از یکی بدترند
بشر را به جایی رسانید کار
که از دست اولاد خود می رمند
ببین جمع این مومنان در کنشت
به ظاهر خداجو ، ولی کافرند
به هر انجمن لاف مستی زنند
چو خلوت شود در پی ساغرند
چرا این بشر اینچنین شد نزار ؟
همه لال و کور و به ظاهر کرند
+ نوشته شده در یکشنبه هجدهم تیر ۱۴۰۲ ساعت 8:36 توسط بهلول
|