کاوه ۱۲ فروردین ۱۴۰۳
((سالی که نکوست از بهارش پیداست))
مُلکی که نکوست روزگارش پیداست
معشوق مجو ، پی دلارامی باش
یاری که نکوست از وقارش پیداست
بیخود پی مرکب گران می گردی
اسبی که نکوست از سوارش پیداست
آهوی ختن اگر چه نایاب شده!
عطری که نکوست از جوارش پیداست
دلخوش شده بوجار پریشان به نسیم
بادی که نکوست از غبارش پیداست
بستان نشود هر چه ولنگار شود
باغی که نکوست از حصارش پیداست
با هر کس و ناکسی به محفل منشین
بزمی که نکوست از نگارش پیداست
+ نوشته شده در یکشنبه دوازدهم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 10:1 توسط بهلول
|